دكتر قاسم پورحسن، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري "مهر"، در پاسخ به اين پرسش كه آيا فلسفه اسلامي قابليت اين را كه به پرسشهاي جدي جامعه ما در خصوص فلسفه هنر پاسخ گويد دارد يا خير گفت : مهمترين مشكل فلسفه اسلامي در عصر حاضر عدم كارايي و ناكارآمدي آن در بسترهاي اجتماعي است.
دكتر پورحسن افزود: اين عدم كارايي به دليل موضوعات نيست بلكه بدان دليل است كه متوليان آن نتوانسته اند با حكمت عملي پيوندي وثيق برقرار نمايند. در فلسفه هاي غربي تئوري هاي فلسفي جاي خود را پراگسيست داده و اين عمل باعث شده كه فلسفه و حكمت عملي آنها پويا شود.
وي همچنين به انتقاد خواجه نصير از ابوعلي مسكويه اشاره مي كند كه چرا كتاب تهذيب او خالي از حكمت عملي است.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به وضعيت پنجاه ساله اخير گفت : در پنجاه سال اخير تنها علامه طباطبايي و مطهري بودند كه توانستند در ارتباط حكمت عملي و مسائل جديد تلاش كنند. به طور مثال كتاب عدل الهي مطهري بر اين اساس شكل گرفته اما بيشتر رويكرد كلامي دارد تا فلسفي.
دكتر پورحسن با تأكيد بر اين نكته كه تا وقتي اين عامل معماري نشود اين مشكل همچنان باقي است گفت : فيلسوف براي معماري فلسفه نيازمند و آزاد است كه در بسياري موارد مباحث فلسفه را حذف كند و قداستي به آن ندهد. فيلسوف از فلسفه اسلامي تجهيز ذهن مي خواهد نه چيز ديگر.
وي به يكي ديگر از مشكلات فلسفه اسلامي اشاره كرد و گفت : در چينش مسائل فلسفي ما مباحث معرفت شناسي را بر وجود شناسي مقدم مي دانيم. تمامي فلسفه هاي مضاف در فلسفه هاي اسلامي نيز مطرح مي شوند و ما در حال حاضر فلسفه هاي مضاف نداريم. وقتي كه مباحث فلسفه هاي مضاف طرح شوند مانند فلسفه علم و فلسفه دين كارآمدي بيشتري از فلسفه مي توانيم بخواهيم.
دكتر پورحسن همچنين قطع ارتباط فلسفه با حوزه علم و اجتماع را از ديگر آسيبهاي فلسفه اسلامي دانست و گفت : در اين حوزه مباحث ادراكات و اعتباريات حضور دارند؛ كاري كه علامه طباطبايي انجام داده است.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي مهمترين مسئله فلسفه اسلامي را بحث عقل و نقش آن دانست و گفت : وقتي كه به بحث عقل و نقش آن بپردازيم در آن صورت ديگر مسائلي مانند الهيات نوين و وحي شكل مي گيرند. گويي كه هنوز بحث ابوحاتم رازي و زكرياي رازي در بحث عقل جريان دارد.


نظر شما